محرم تمام شد ولی سخن از تو ای اباعبدالله بی پایان است به قول مرحوم قیصرامین پور پایان سخن پایان من است تو ادامه داری
--- وسرحسین از بدنش جدا می شود سر به نیزه می رود وبدن در کربلا می ماند سرش به نمایش به کوفه وشام رفت تا همه ببینند سرداری وسربازی را وهنوز بعد از 1380 سال حسین سرداری و سربازی می کند دکان داران دین وآل ابی سفیان راس الحسین را به نیزه می برند تا تنور خولی وششان همواره داغ باشد ولی ما از این سر به نیزه رفته پیام های لب مبارکش را بیاموزیم که آزاده مرد باشیم حتی اگر دین نداریم ---
غروبی ارغوانی غبارآلودعاشورا, اباعبدالله درگودالی افتاده ونگاهش به خیام آل الله است آتش غارت وکینه دشمن خیام حسینی را محاصره کرده لبان مبارکش زمزمه می کند ای قوم ابی سفیان آزادمرد باشید آزاده باشید ای اباعبدالله اگراین قوم آزاد مردی می دانستند که قصه کربلا رخ نمی داد ولی حسین است و آخرین کلامش هم باید حسینی باشد او می داند که این قوم بنده دنیایشان هستندای کاش آنقدر حیا بود که نگاهش وقتی خاموش می شد آتش غارت را روشن می کردندای کاش آن غارت دیرتر شروع می شد
ای ابا عبدالله برتو چه گذ شت در آن گودالی که نگاه پر دردت به خیام آل الله بود ای ابا عبدالله برتو چه گذ شت وقتی عزیزانت سرآسیمه ازخیام می گریختند وعباس واکبری نبود که به یاریشان برود باید این قصه پر غصه عشق با آخرین نگاه ادامه یابد وحسین باید تاوان روح بلندش را بدهد جسمش باید تاوان بدهد و زیر سم ستوران قطعه قطعه شود که نمی تواند آن روح بلند ومتعالی را در خود جای دهد فریاد ای قوم ابی سفیان اگر دین ندارید واز روز قیامت نمی ترسید حداقل در دنیای خود آزاد مرد باشید ادامه دارد که
شمر از راه می رسد....
رنگ ارغوانی آسمان وفضای غبار آلود زمین کربلا وتنهایی حسین( وقت نماز عصر عاشورا وارد شده است)امام تکبیر الاحرام نماز رامی گوید (بسم الله وعلی مله رسوله الله )–تیر خصم دون به سینه مبارکش می رسد امام روی اسب خم می شود وبه رکوع می رود پیشانی امام اصابت تیر دیگری است و حسین از اسب می افتد تا اصل دین نیفتد خون روی چهره اش جاری می شود وامام با صورتی خون آلود برخاک کربلا می افتد واینجاست که تربت کربلا معنی می یابد ودر وسعت تاریخ باقی می ماند سجده عشق با نماز خون سبحان الله گویان روی دو پا می نشیند تا از پا ی نیفتد نیزه های لشگر خصم کمک می کند تا امام به سجده دوم خود برسد وحسین آخرین نماز عشقش را با سجده بر تربت کربلا می خواند
شمر از راه می رسد ..............
ای ابا عبدالله برتو چه گذشت روز عاشورا وقتی خون اصغرت دستهای پرمهرت را گلگون کرد برتو چه گذشت وقتی خون اصغرت رابه آسمان پاشیدی ؟رازآن خون چه بود که آسمان آن را ازآن خودش کرد؟وبه زمین نداد برتوچه گذشت؟ آنگاه که خصم دون به جای آب خون برصورت اصغرت پاشیدند؟حسین جان به آن خون مقدس به آن بازگشت به خیام که با شرم همراه بودکه تمام مصیبت کربلا را یکجا یدک کشید دعا کن -------
تفسیر کل یوم عاشورا وکل ارض کربلاتجلی در این معنی دارد که عاشورا یک روز نیست یک تاریخ است شمرها عمر سعدهاحرمله ها عبیدالله زیاد ها ثابت های وابسته به این روز نیستند متغیر های وابسته به تاریخ اند شمرهای متحجری که با پیشانی پینه بسته جهت تقرب به خدا سر خامس آل عبا را می بردعمرسعدهای که برای قدرت دست به هر ذلتی می برند عبیدالله زیادی که فرمان می برند تا فرمان بدهند وحرمله هایی که تیر سه شعبه شان از طفل شش ماهه هم درنگ نمی کند وخدنگ تیرشان به آل الله که ابنا بشرند دریغ نمی کنند وحجم لشگر عظیم کوفه که بصیرت ندارند وبنده دنیایشانند همه اینها متغیرهایی هستند که می توانند در ارض ویوم متفاوت بازتجلی کنند ودر عاشورا حرها وزهیرها هم همین گونه اند آنها به ما بازگشت به خویشتن را می آموزند واگر فقط به اصغر واکبر وحسن و عباس عاشورای 61 هجری بگریم ما عاشورا را در سال 61 حبس کردیم و این سخن امام صادق را درک نکردیم که (کل یوم عاشورا وکل ارض کربلا) وباز گشایی این همه فقط به برکت حضرت ابا عبدالله است
ای اباعبدالله در عاشورایت تفسیر کم من فئه قلیله غلبت فئه کثیره باذن الله جلوه حقیقی به خود گرفت یاد آور این نکته عظیم شد که همیشه حقیقت با کثرت نیست چه بسا جماعتی بی شعور با شعار حق طلبی باشد
ای اباعبدالله روز عاشورا در آن میدان ارغوانی که آسمان گم شده بود آب تشنه لب سقایی سقایت بودوامروز ما دراین میدان غبارآلوده جهل سیراب ازخودخواهیم
ای ابا عبدالله چهارهزار نفر از کوفیان در کربلا با نقاب جنگیدند حیا داشتنداز اینکه برایت نامه نوشتد و درعاشورا برویت شمشیر میکشند در یوم تبلی السرایرکه ازنقاب خبری نیست چگونه ما که خود را پیرو تومی دانیم وبنام تو ظلم می کنیم شرم خود را پنهان کنیم
امروز در نشریه یا لثارات الحسین از انصارحزب الله متنی با عنوان (نقش معاویه را امروز چه کسی بازی می کند؟) درج شده بود با خواندن این متن قابل تامل به فکر فرو رفتم که واقعا جواب این سوال چیست؟
ای ابا عبدالله شریح قاضی حکم خارجی بودنت را صادر کرد تو ماندی وشرم با شریح ماند به ما آموختی اگر کار برای خدا باشدحکم قاضی القضات هر چه باشد فرقی نمی کند
اگر قران معجزه در نقشه است کربلامعجزه در اجراست در سیمای کربلا همه قران با تمام جلوه هایش را می توان زیارت کردآن جاست که هیچ چیز کم ندارد عالی ترین کلاس انسانیت است وجود انسان کامل در این آینه هویداست و تمام اینها به برکت وجود حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) است
امام از عبیدالله بن حر جعفی خواست او را همراهی کند ووقتی عبیدالله از این امر ابا کرد به او فرمود که از کربلا بیرون برود که یاری نکردن مظلوم وسکوت در برابر ظالم همانند ظلم است ومستوجب عذاب
در روز عاشورا شعار عمر سعد در جنگ با حسین همان شعار پیامبر در جنگ ها بود باقربه الی الله به جنگ حسین رفتند چگونه باید این قربه الی الله ناسره را از سره تمیز داشت؟
هنوز بعد از ۱۳۸۰ سال در این وادی گرفتاریم
ای ابا عبدالله ۱۳۸۰ سال از عاشورایت می گذرد عاشورایی که یک روز نیست یک تاریخ است وما برشی کوتاه از میانه این حادثه بزرگ برداشتیم و فقط درسطح ابعاد تراژدیک آن را کوچک کردیم پیامهایش راگم کردیم پیام هایش را نمی خواهیم بفهمیم
ای ابا عبدالله از کوفه تا کربلا راهی نیست اگردرجمع کوفیان باشیم چطور می توانیم خودمان را کربلایی کنیم؟معیار کربلایی بودنمان چیست؟
ای ابا عبدالله در عاشورا به ما آموختی که خیل کثیر لشگر عمر سعد گرفتار حقیقت شد و مصلحت در کوفه ماند
ای آقا امام حسین به ما بیاموز از کدام مولفه عزاداری برساحت مقدست می توان یزید شناسی را آموخت؟
آیاعزاداریی بدون مولفه یزید شناسی می تواند باشد؟
ای آقا امام حسین به ما بیاموز آثار بکاء وگریه در این عزاداری ها کجا نمایان می شود؟
چگونه می توانبم این آثاررادرزندگیمان حس کنیم؟
نوشته شده توسط : فریدون کدخدایی آرانی