گاهی دلم برای چوپان دروغگو خیلی می سوزد.بیچاره دو بار بیشتر دروغ نگفت انگشت نماشدولی ما هنوز صادق ترینیم




فریدون کدخدایی آرانی

جستجو

 

گربه‌ ناصرالدین شاه

یکشنبه 13 بهمن 1387   07:53 بعد از ظهر

ببری خان به غلط، نام گربه‌ای بود آلا پلنگ كه شاه او را بسیار دوست می‌داشت. در آن اوان شاه را تبی سخت عارض شد و روزی چند در بستر بیماری و ناتوانی بخوابید.

گربه مزبور كه تازه بچه آورده بود روز بعد به اقتضای طبیعت به تغییر مكان آنها پرداخت. هنگامی كه یكی از بچه‌هایش را به دندان گرفته و از كنار بستر می‌گذشت. زبیده خانم ملقب به امینه اقدس به درون اتاق آمد و در را كه گربه از همان به درون آمده بود از پشت خود بست.

گربه همین كه راه بیرون شدن را بسته دید چند دور گرد بستر گشت و در پای شاه سرگردان ایستاد. زبیده خانم از مشاهده‌ی این حال رو به شاه كرده گفت: قربان امشب عرق خواهید كرد و تب خواهد برید.

از قضا صبحگاه تب شاه قطع شد و پس از آن ببری خان مقامی بلند یافت و دارای تشك اطلس و پرستار و خوراك مخصوص شد.


زندگی خصوصی ناصرالدین شاه، دوستعلی خان معیر الممالك، ص 88


نوشته شده توسط : فریدون کدخدایی آرانی